خلاصه کتاب:
این رمان در مورد دختری به اسم مهگل که تازه کنکور رشته معماری قبول شده و از اونجاییم که ته تغاری خانوادش براش یه جشن کوچولو به مناسبت قبولیش گرفتن تو اون مهمونی با پسری به اسم فرهود آشنا میشه و به درخواست آشناییشون جواب مثبت که...
خلاصه کتاب:
جانا دختر سرهنگی که پدر و مادرش توسط قاتل مشکوکی به قتل رسیده و پلیس در پی این ماجرا سعی در کشف هویت مرد مشکوک دارد. اما روزگار همیشه روی خوش ندارد و هر آن چه که وجود دارد و می بینیم، حقیقت ندارد! قاتل، قاتل است اما…
خلاصه کتاب:
هرروز دعا میکردم تا شوهرم دوباره عاشقم بشه. بعد از ۱۵ سال با هم بودن اون ازم دور شد و بغل یکی دیگه رفت. همهی چیزی که میخواستم این بود که برگرده پیشم. بعدش جکسون امری ظاهر شد. قرار بود برای ذهنم یه حواسپرتی باشه. یه رابطهی کوتاهمدت در تابستون. یه تقویت کنندهی اعتماد بنفس برای قلب داغونم. همه چیز خوب بود تا وقتی که یه شب قلبم یه ضربان رو جا انداخت.انتظارش رو نداشتم که من رو بخندونه. که باعث بشه فکر کنم. باعث بشه ناراحتیم یجوری ناپدید بشه.من دعا کردم اون مال من بشه…
خلاصه کتاب:
داستان راجع به دختریست به نام ” نیلوفر” یک دختر هفده ساله که از کودکی باید تابع قوانین پدرش عمل کنه، قوانینی که نیلوفر رو مجبور به ازدواج با یک مرد رذل میکنه ( رمان در سبک ازدواج اجباری نیست) و اینجا نیلوفر قصهی ماست که باید میون خوشبختی خانوادهاش و کشیدن پردهای سیاه بر روی تمام اهدافش یا رهایی از اون مخمصه و تحمل عذابهای پدرش یک راه رو انتخاب کنه! بخش هایی از رمان واقعیت زندگی نویسندهاست…
خلاصه کتاب:
روایت دختری مستقل و خودساخته ای است که سعی دارد یک نمایش کودکانه را به سن ببرد و شانسش را در تئاتر کودک و نوجوان بسنجد. دختری از جنس مهربانی که برای رسیدن به موفقیت باید تن به هر چیزی بدهد… اما در این بین آشنایی با یک پزشک مغرور و جذاب که نقش حامی او را در این راه بازی می کند، همه چیز را دگرگون می سازد …
خلاصه کتاب:
شاران رزمجو بازیگر معروفیه که درگیر شایعات میشه، تا جایی که به زندگی حرفه ای و خصوصیش لطمه ی بزرگی میزنه. این بین تنها کسی که میتونه به شاران کمک کنه هامون صدر هستش. مرد با نفوذی که تو گذشته ی شاران نقشِ مهمی داشته و حالا براش حکمِ یه دشمن رو داره. اما شاران میتونه با دشمنِ قدیمیش مصالحه کنه ؟!
خلاصه کتاب:
قصهی حرفها و تکه پرانی ها و دخالت های نابجای دیگران است. وقتی حرف روی حرف جمع شود و پارویِ زندگیات به دست اطرافیان بیفتد باید هر لحظه منتظر طوفان و برخورد قایقت با یک صخرهی عظیم باشی… سمانه دختری بیست و پنج ساله است که از وقتی خود را شناخته، با حرف مردم زندگی کرده است و هیچ خواستگاری ندارد.زندگی سمانه، تحت سلطهی زن برادرش اداره میشود و جرات اعتراض ندارد… افق زندگی او آن قدر کوتاه است که هیچ امیدی برای یک زندگی روشن ندارد، تا این که حضورِ یک مردِ نقابدار، بر دیوار خانه، همه چیز را برای سمانه زیرورو میکند…
خلاصه کتاب:
داستان این رمان از یک رمز شروع میشود. این رمز زندگی دختر بیگناه داستان را از هم میپاشاند. مرگ پدر دختر و دزدیده شدن دلسای داستان تنها شروع ماجرا است. یک ماجرای بسیار عجیب و پر از هیاهو...
خلاصه کتاب:
من بامداد الوندم... سی و شش ساله و استاد ادبیات دانشگاه تهران. هفت سال پیش با دختری ازدواج کردم که براش مثل پدر بودم!!!! توی مراسم ازدواجمون اتفاقی میفته که باعث میشه آیدا رو ترک کنم. همه آیدا رو ترک میکنن. ولی من حواسم دورادور جوری که نفهمه، بهش هست. حالا بعد از هفت سال منو آیدا توی دانشگاه همدیگرو به عنوان استاد و دانشجو ملاقات میکنیم و این شروع...
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " اتلانتیس رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.